•●♥ رویای زیبای من♥●•٠ - مطالب دوزبانه

My Nice Dream

My Nice Dream

•●♥ رویای زیبای من♥●•٠ - مطالب دوزبانه My Nice Dream


اگر گاهی ندانسته  به احساس تو خندیدم
ویا از روی خود خواهی فقط خود را پسندیدم
اگر  از دست در خلوت خود من گریه ای کردی
اگر بد کردم وهرگز به روی خود نیاوردی
اگر زخمی چشیدی گاه گاهی از زبان من
اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من
نمیگویم میان سجده سبزت دعایم کن !
فقط امشب شب قدر است  تو لطفی کم حلالم کن

 شب قدر ونزول قرآن


برخی از زمان ها و مکان ها در نگاه ما از جایگاه ویژه ای برخوردارند.

 شب قدر نیز از این قبیل است؛ زیرا حوادث مهمی در

این شب رخ داده است. از جمله این رویدادها،

 نزول قرآن است

 که خداوند درباره آن می فرماید:





 دوستان  :  عاجزانه التماس دعا 


 بیاد رضا مشوق اصلی تاسیس این وبلاگ از قم 

موزیک فراق علی ع  واین متن دو زبانه  بسیار مورد توجه اش بود 


 یتیم ها      با ظرف شیر ..... ساکت اند    و سر به زیر...


غم روشونه هاشون 

Orphans   with    milk     container

Quiet and head down


Grief on their shoulders


 اشک چشماشون روی گونه هاشون....



ناله میکنن از غم باباشون


Treas running down their cheeks

They  sigh in absence  of  their father 
 

اون که شب میومد تک و تنها ...روی شونه  اش نون و خرما...



حالا فهمیدن که کی بوده

He who came alone during the night

bread and dates  he  had on his shoulders

They now found out 


اون که شب ها   با  حال خسته  ... می اومد با روی بسته ...


حالا فهمیدن علی بوده


who he  was wan

Come with face masked,


He was Ali they now found out


تیره شده آسمون ... دل همه غرق خون

The sky had become dark

In blood all hearts were drown


در دل خرابه   ... چشمای گرسنه به راه بابا    ...


  از کسی به جز او غذا نمیخواد

In the depth of the wasetland

Hungry eyes a waiting him

They want no food accept  from him 


بی وجودش از دنیا سیرن  ... برای بابا می میر ن  ...


همه سراغش  و می گیر ن

With out his presence life has no meaning

They would die for their father 

Every one ask  for him


خرابه ها تاریک و سرده  ...  بابا دیگه بر نمیگرده...


همه سراغشو می  گیرن

The wasteland is cold and dark

Father is never return


Every one ask  for him


علیٌ حُبهُ جنه قسیم النّار و الجنّه وصی المصطفی حقاً امام الناس و الجنه

Love toward Ali is the paradise

He who differ between hell and paradise 

The successor of Moustafa

Verily he was the i mam for man  kind and the Djinn 

دلم شده پر امید ..... شب وصالم رسید...



شب شب مراده

My heart has become full of hope


to my joining the night has come


This is the night I have a waited


انیقدر نکن گریه دختر من..... اشک شوق تو چشمای تر من

Do not cry much my little girl

In my wet eyes are treas of  joy


فاطمه م میاد دنبال من ..... خبر داره از حال من...


امشب میاد به استقبالم

My Fatima will come and get me

My conditioning she can better know

She  will come at night to meet me


به انتظارش بیدارم ...... کنار این کوله بارم....


دردِ       دلای          چندین  ساله م

Awaiting her I will stay a wake

Next to the burdens of my shoulders

In my hearts many years of grief

 Imam Ali was the only man born

in side the holy Kabeh





التماس   دعا     ...




خوان دختر از استاد  محزونی نامقی 

سحرگاهی که مولا میهمان برخوانِ دختر شد

به شیدائی درآندم اشتیاقش پای تاسر شد

میانِ سفره یِ دختر نمک با شیر هم پهلو

وآری لقمه یِ چندی نمک بر کامِ حیدر شد

بیامدتا به عزمِ مسجدِ کوفه رود بیرون

کمربندش بدستگیره،علی چسبیده بر در شد

سر راهش کمندِ ماکیان جایِ تعجب بود

علی زین ماجرا ذکرِ لبش الله اکبر شد

روان شد جانبِ مسجد علی با سینه ای شیدا

نماز صبح را آندم ندا محبوبِ داور شد

صلائی زد اذانِ صبح را مولایِ درویشان

پی قد قامتِ دلبر سویِ محراب ومنبر شد

علی را سجده یِ آخر عمودی آهنین آمد

که خونِ حق روان بر چهرِزیبایِ غضنفر شد

رخ ورخسار ودامن تا به سجاده بخون رنگین

به فرق مظهر عدل وعدالت زخمِ بد عهدی

بدستِ ابن ملجم آن سیه بختِ بد اختر شد


علی را لیله القدرو شهادت توأمان آمد

علی را با چنین قدری وصالِ حق میسر شد

علی در بستر وگویا طبیبش نا امید از او

علی را عزمِ رفتن سویِ حق از کُنجِ بستر شد

یتیمان نا امید وکاسه هایِ شیر رویِ دست

ولی بابِ یتیمان فارغ از زخمِ دل وسر شد

تو گویا مرتضا اینک رود میهمانیِ زهرا

به زینب گو علی را میزبان زهرایِ اطهر شد

ضیایِ لیله القدر وصفایِ جان (محزونی)

به عشقِ ساقی کوثر ،نمود جام وساغر شد





طبقه بندی: اشعاراستاد محزونی نامقی از مشهد مقدس ، دوزبانه،

تاریخ : 3 تیر 95 | 12:29 | نویسنده : رویــــROYAــا | ♥♥♥
تعداد کل صفحات : 18 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.