•●♥ رویای زیبای من♥●•٠ - ..

My Nice Dream

My Nice Dream

•●♥ رویای زیبای من♥●•٠ - .. My Nice Dream

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد



طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم



 محبت  برای کسی که برق چشمان دیگری کورش کرده


عین حماقت است ...





اوقات تنهای ام  اغلب در  پارک زیبای  نزدیک خانه مان  میگذرد
 غالبا روی نیمکتی  نشسته  و در دور دست ها بد نبال  افکار خود  هستم 
آنچنان  که  گاهی غافل از  افرادی هستم   که در کنارم روی نیمکت  فلزی یا  گهگاه  سیمانی  پارک  مینشینند

گویا  مدتی بود  کنارم بود   ومن  حسش نکرده بودم
 با  اشاره  دستش  تکانی خوردم  .... مرا به یه  لیوان  چای دعوت میکرد
یه لیوان  کاغذی از اونهایی که همیشه در وسایل  نوشیدن چای  همراه من بود  و امروز به سبب عجله ام همراه نیاورده بودم ....

با بی اعتنایی   تشکر کردم  و او  باز هم اصرار .....
گوشی موبایلم را  که طبق معمول از بی شارجی مینالید  و چشمک های پی در پی قرمز میزد  در کیفم  پرت کردم  .  چای را گرفتم ...تشکری از سر اجبار  و  تنفسی عمیق برای  بلعیدن رایحه  هل داخل چای !
 راستش  پیشمان شدم  که  چرا  تعارف اونو رد میکردم .... تا بخودم اومدم  دیدم  شکلاتی  هم  توی دستمه

من با این پذیرایی ساده  گوی به سفره  خانه دل او دعوت شده بودم
 آهی کشید  و با  بی اعتنایی   تغییر وضعیت  نامتعارفی به بدن خود داد  اینگونه
 خستگی اش را  با حرکتی کششی  درآورد ....
من زیر چشم حواسم بش بود  ومتعجب که این  چه  جور خستگی در کردنه
گفت  خوش بحالت  وقتتو اینجاها  صرف میکنی  خانووم
  ما که همش سرمون توی گوشی بی صاحبمونه
ادب هم  که نمیشیم
تا اومدم  بگم  دود از کنده بلند میشه نطقش باز شد ....
یکریز فک میزد و من سعی یکردم  درآن سیل درد دل بفهمم  جی میگه
میگفت  سالهاست در محیط های  مجازی پی یه آدم حسابیه  تا  بتونه  دردهاشو به اون بگه و کمی شونه هاشو  خالی کنه از تحمل اینهمه بار...ولی  این گرگهای  مجازی در لباس میش هایی ساکت چه ها میکنند
هی میگفت ومن چشمام  گشادتر مبشد  از حرفهاش !
شماتت بار بش گفتم  میدونم
گفت : چه میدونی  خانوووم
گفتم :  عه یعنی ما اینقدر از رده  خارجیم !؟ میدونم  دیگه  عه

حقیقتش  در چند سالی که در  دنیای جذاب  و کشش دار مجازی  هستم  واسه  خودم  استادی شده ام و چه  نامردانی در اینجا کمین کرده اند 
فقط وفقط به دلیل ندیدن مستقیم  مخاطب  چگونه  بخود  اجازه  دست درازی های بی جا را میدهند  درو غهایی میبافند  و  چگونه  دل میبرند  و  دل میدزدند  و رها میکنند  و تا بخود می آیی میبینی  دلت را برده اند  و در کویر خشک رها کردند
اونجاست که   حیرت زده  دلت میخاد  زبان به شکوه وشکایت  باز کنی  ولی با  کی ؟

به  کی بگی که سر زنشت نکنه ....تمام درد از جاییست  که  تو ساده دلی وساده دلی محلی برای  نفوذ  هر بی سرو پایی است به  دل وروحت  .....تمامی کار بران   نت این  چیزها را  حداقل یکبار تجربه کرده اند
  چه خوب می بود اعتماد در این دنیای مجازی  کمتر میشد .... وتا زمانیکه  این  رویاارویی ها در دنیای واقعی حقیقت  نمی یافت  اون را  هرگز جدی نمیگرفتیم ....
داشتم  براش میگفتم  که  یهو  صدای یه  دینگ از گوشیش  اومد
اره  پیام  جدید  برای اومد  واو بی توجه بمن یهو  سرش رفت توی گوشیش  و با یه  نیمه خدافظی سر سری  بلند و شد  و  تایپ کنان از من دور شد

اونجا  بود  که با زهر خندی  گفتم :
  ترک  عادت  موجب مرض است !





تاریخ : 28 شهریور 96 | 17:54 | نویسنده : رویــــROYAــا | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.