پیرمردی صد ساله و گوژپشت كه كمرش از پیری دو تا شده و بر عصایی تكیه كرده بود، از راهی می گذشت. جوانی به تمسخر به وی گفت: ای شیخ این كمان را از كجا خریده ای تا من نیز یكی بخرم.
پیرمرد گفت: 


اگر صبر كنی و عمر یابی، از این كمان به تو نیز به رایگان دهند.

قابوسنامه (قابوس ابن وشمگیر)