وقتی عکس همسرم را زیر سینی  چای پنهان کردم


دکتر فردین علیخواه(جامعه‌شناس): خواهش می‌کنم این مطلب را با


 گرایش‌های سیاسی خودتان تحلیل نکنید. همه ایرانی هستیم و


 داریم درباره یک مسأله اجتماعی مملکتمان حرف می‌زنیم. یک  


روز در کلاس آسیب‌شناسی اجتماعی و در بحث از "خانواده و طلاق"،


 از دانشجویانم درباره تعداد فرزندان برخی از سیاستمداران


 کشورهای غربی سوال کردم. برایم بسیار جالب بود که:


 بیشتر آنان مثلا می‌دانستند که اوباما دو دختر دارد


 و اینکه آنان چند سال دارند!

 برخی از دانشجویان معتقد بودند که:

 این دولتمردان با این عکس‌ها

  و البته "در عمل" به جامعه می گویند :

 که خانواده مهم است.

 کنجکاو شدم. در قسمت عکس سایت گوگل به فارسی(و نه انگلیسی) تایپ کردم

" خانواده اوباما" و هزاران عکس از زندگی خانوادگی اوباما


و گذران اوقات‌اش با کودکان و همسرش ظاهر شد.


 بیشتر این عکس‌ها را سایت‌های فارسی منتشر کرده‌اند.


 در همان کلاس از خانواده و تعداد فرزندان سیاستمداران 


کشورمان پرسیدم. حتما جواب را می‌توانید حدس بزنید.


 تقریبا اکثر دانشجویان اطلاعات درستی نداشتند.


 مثل استادشان! ولی من نشان ندادم که مانند آنها نمی‌دانم.


 خب من استادم! جالب آنکه آنان می دانستند مثلا جان کری 



چند فرزند دارد ولی در خصوص دکتر ظریف نمی دانستند!. 


باز نکته جالبی که در کلاس( چه اسم خوبی هم داشت:


 آسیب‌شناسی اجتماعی) مطرح شد آن بود که بیشتر 


آنان می‌گفتند نام اعضای خانواده مسئولین کشورمان 


زمانی در رسانه ها منعکس می‌شود که یا یکی از آنها به همسرش


 پستی داده، و یا مسأله و مشکلی ایجاد شده و رسانه‌ها به او 


یا خانواده اش گیر داده‌اند! در مواقع عادی تقریبا هیچ مطلبی


 در این خصوص منتشر نمی‌شود. توجه‌ام به یک رفتار اجتماعی



 غربی‌ها جلب شد. قبلا هم به این رفتار توجه کرده بودم.


 من در برخی از پروژه های عمرانیِ داخل کشور با آنها کار کرده‌ام.


 وقتی به آنها میز یا اتاقی می‌دهید یکی از وسایل یا اقلامی 

که روی میز می‌گذارند یا روی دیوار اتاق نصب می‌کنند 


عکس‌های خانوادگی‌شان است. این را حتما در سریالها هم دیده‌اید.


 نکته جالب آنکه این رفتار تابع سن فرد یا عمر ازدواجش نیست.


کامنت زیبای  استاد محزونی  و متعاقبش جوابیه بنده :

درور برشماو تمام بانوان ایران زمین
..
حتی ازنگاه دیگران به کپی شناسنامه خانمش بیزاراست
با امدن مهمانِ مرد ،باید در تیر رس نباشد
وووووو
زن چه فکری میکند
یک نا آرامی وناامنی
وحشت از نگاه مردان
وحشت از خیابان
وووو
وای از بعضی هنجار های نا هنجار
واما این نیز بگذرد.....

رویـــROYA ـا  خطاب  به استاد محزونی بزرگوار  و دوستان  :


سلام  ودرود ...

 کار همسرم فنی است ...تعمیرات ! هر آنچه با هویه دریل و تعمیرات و پیچ و...

منزل یکی از دوستان همسایه رفته بودیم  جوانتر بودیم

آقا  که رادیو ظبط شون شون خراب بود  و ما میهمان اونها ....

کمی نشستیم  و منتظر خانم  صاحبخانه ...

همسرم و اون آقا  مشغول درست کردن رادیو ظبط و من نیز که

به اصرار  همسرم جهت  آشنایی   اونجا  بودم

خبری از خانمشون نشد که نشد !

فقط  آقا... یه سینی  چای  جلوی ما کوبوندن زمین   وکمی هم  چای ریخت  توی سینی !

 مدتی بعد دیدم  صدای  کوبیدن  قاشق مانندی چیزی به  قابلمه میاد: تق تق تق

  گویی  کودکی شیطنت آمیز به  در قابلمه میزد !  من متعجب شدم با خود گفتم : اینها که  کودکشان  نوزاد است ...

ناگاه دیدم  این آقا ...  گفت  الان میام !!!!

بار دیگه نیز تکرار شد .... خانم صاحبخونه به رسم سرخ پوستان آمریکا !  نه با دود بلکه با طبل  همسر را صدا می کردند  !!!!!

 متوجه  وخامت  اوضاع شدم

با نگاهی سرد  و عصبی  و سوال بر انگیز به همسرم  , تفهیم کردم که از اینجا بودن بشدت منزجرم !

رفتار این آقا  با من  کاملا  معمولی بود  ...احوالپرسی های روزمره مردم عادی  وبا همسرم نیز دوستا نه رفتار میکرد 

 فقط همسر ایشان  غایب بودند...خانمشون باید محفوظ میماند 

تا خطری متوجه شان نباشد  !!!!

هر چه نشستیم  خبری نشد ...کم کم  ماجرا را  گرفتم 

 ما تا  فردا هم می نشستیم ! اون  خانم از مطبخ  که  جایگاه اصلی اش بیرو ن نمی آمد  وچقدر حقیرانه!!

این  عمل را  هم توهین به خودش  و هم به  من و همسرم 

و هم به  جامعه  زنان  بر داشت کردم  اونم  در نوع اشّد و عجیبش !

زمانی که بر من  کاملا  ثابت شد ایشان از اون  زندان مطبخ بیرو ن نمی آیند فوری بر خاستم

وهمسرم را نیز  به اجبار بلند کردم  گفتم : کار داریم !!!

همسرم که اصلا متوجه  قضایا  نبود  از  با نگاهی سوال گونه منو  تا بیرون  خانه دوستش همراهی کرد 

 وقتی  متوجه  موضوع  اصلی شد

 او نیز بشدت  از این رفتار منزجر شد ....

این آقا  مردی  تحصیلکرد ه است  متاسفانه 

من  متاسف شدم که  دوستانی را اینگونه برای  ارتباط خانوادگی  دوستانه انتخاب کردیم

و این آخرین باری  بود  که با ایشان  ارتباطی داشتیم

 بعد سالها حتی من  رغبت به سلام علیک   عادی هم با این خانواده  متحجر و بی فرهنگ را  ندارم ....

کارشون را نوعی تو هین آشکار  به موجه بودن  و پاکی خود و  همسرم  تلقی کرده  و هنوز نیز میکنم ....                                    

رفتار ما ایرانیان(مردان) در این خصوص خیلی جالب است.


 وقتی تازه ازدواج کرده‌ایم عکس همسرمان در کیف پولمان قرار دارد.


 البته یادآوری کنم که این عکس در دوره نامزدی روی صفحه 


تلفن همراهمان نیز هست. پس از ازدواج از آنجا حذف می شود. 

کم کم عکس همسرمان از کیف پول‌مان هم حذف می‌شود و


 جای عکس را کارت‌های اعتباری رنگارنگ و قبض‌های پرداخت


 نشده‌ی لوله شده می‌گیرند. معمولا خانم‌ها مانند آقایان نیستند.


 ولی وقتی این رفتارها را می‌بینند دلسرد می‌شوند. عکس همسرشان



 را بر نمی‌دارند ولی عکس اعضای خانواده‌شان را به در کنار آن قرار می‌دهند


. این معنادار است!
زمانی در جایی مشغول به کار شدم. روزهای نخست؛ عکس کوچکی


 از همسرم(با مانتو و روسری) را به شکل عمودی در گوشه 


میز به لیوان تکیه داده بودم. همکاری آمد و گفت: " 



ببین پشت سرت حرف درمیارن! به نظرم اینو برداری بهتره!".


 همکار بعدی هم آمد و همین را گفت. عکس را برداشتم 



و به شکل افقی زیر شیشه‌ی روی میز گذاشتم. آن همکاران باز آمدند: 


" خب اینا اینجا جواب نمی ده دیگه! همکارا که می دونی


 جنبه ندارن! تازه خانمت مانتوییه! یه ذره موهاش هم بیرونه!


 این می‌تونه بعدا تو گزینش دردسر بشه...!" کنار میز یک سینی


 چای کوچکی داشتم. آنرا برداشتم و روی عکس همسرم گذاشتم. 


به آنها گفتم " حالا خوبه؟ " گفتند: " هی. بد نیست!" ولی...
می دانید دوستان . خواستم بگویم مسئولین هم محصول همین جامعه‌اند


. اساسا خانواده( و بیشتر؛ زنان) باید پنهان بمانند. به نظرم درباره زنان،


 یک چیز خیلی عادلانه توزیع شده است: عکس آنان نه باید در قاب  


زندگی نصب شود و نه در قاب مرگ(اعلامیه فوت). برای همین


 در پاسخ به برخی از دوستانی که انتقاد می کنند چرا زنان و


 دختران ایرانی در شبکه های اجتماعی مجازی اینقدر زود 


به زود عکس پروفایل خود را عوض می‌کنند و گویی "ولع خودنمایی" دارند


 باید گفت که رفتار این زنان اعتراض به حذف تدریجی عکس‌‌شان



 از "قاب زندگی" توسط جامعه است.


این عکس‌ها می‌گویند: "شما نمی توانید مرا حذف کنید".



تاریخ : 29 خرداد 95 | 14:44 | نویسنده : رویــــROYAــا | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.