تبلیغات
•●♥ رویای زیبای من♥●•٠
•●♥ رویای زیبای من♥●•٠
My Nice Dream
کوی دوست

{رشته ای بر گردنم افکنده دوست *
می برد انجاکه خاطر خواه اوست }
می بردآنجا که جمله جان شوی
واله و سرگشته جانان شوی
می برد آنجا که دل را می برند
با نگاهی عاشقان را می خرند
می برد آنجا که معراج دل است
ذبح اسماعیل آنجا حاصل است
می برد آنجا که قربانی شوی 
لایق دیدار ربانی شوی
می برد تا جایگاه قدسیان
تا که بنماید حریم خاکیان
می برد آنجا به بزم نینوا 
ظهر عاشورا و دشت کربلا
می برد آنجا کنار الغمه
تا بگوید راز دل را با همه
می برد دل را به قربانگاه عشق
تا که حیرانت کند در راه عشق
می برد تا وارهی از خویشتن
وارهی از التهاب جان و تن
می برد آنجا به بالای صلیب
می برد آنجا که خواند عندلیب
می برد آنجا به بزم نار ونور
می برد تا قله های کوه طور
می برد آنجا که لیلایی شوی 
واله و مجنون و شیدایی شوی
می برد آنجا که صبح و شام نیست 
می برد آنجا که مکر و دام نیست
می برد تا آخر کون و مکان 
می برد تا مقدم صاحب زمان
می برد آنجا که نور دیده است
جایگاه دیده و نادیده است
می برد آنجا که ملک جان بود
شاهراه منزل جانان بود
می برد تا عاشق و شیدا شوی
قطره ای از بیکران دریا شوی
چون رسی آنجا بهاری می شوی 
چشمه می گردی و جاری می شوی
گشته محمودی روان در کوی دوست
می رود آنج که خاطر خواه اوست



نوشته شده در تاریخ 6 اردیبهشت 98 توسط رویــــROYAــا
وقتی میشود دقایق عمرت را با آدمهای خوب بگذرانی 
چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایی کنی 
که یا دلهای کوچک شان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزی های بچه گانه اند...
یا مدام برای نبودنت، برای خط زدنت تلاش می کنند؟
نه، همیشه جنگیدن خوب نیست!
این روزها فهمیده ام برای اثبات دوست داشتن، برای به دست آوردن دل آدمها،
برای اثبات خوب بودن نباید جنگید!
بعضی چیزها وقتی با جنگیدن به دست می آیند بی ارزش میشوند!
این روزها نسخه فاصله گرفتن را می پیچم برای هرکسی که رنجم می دهد...
این را با خود تکرار میکنم و می بخشمشان...
نه بخاطر اینکه مستحق بخششند!
تنها به این خاطر که "من مستحق آرامشم" ....



نوشته شده در تاریخ 1 اردیبهشت 98 توسط رویــــROYAــا
(تعداد کل صفحات:256)      ...   2   3   4   5   6   7   8   ...